اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد.
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي.
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.
اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است.
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها، جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت، بهانه اي براي زيستن ندارد.
اي کاش مي دانستي...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي.
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را... قلبت را... حرفت را...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد.
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي . . .
.

+ نوشته شده در سه شنبه
1387/12/20ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
خستم...
تنهام...
سکوت تمام خونه رو گرفته...
در انتظار حتی اگه شده صدای زنگ تلفن یه مزاحم...
پدر سر کار...
مادر در آشپزخانه...
برادرا پی کار خودشون ؟
کسی جا نموند؟!
مجتبی؟!
مجتبی کیه؟
مجتبی چیه؟
یه پسر خسته...
خسته از امتحان...
خسته از سکوت...
سکوتی که داره خوردش میکنه...
می خواد این سکوت رو بشکنه...
خیلی هم دلش می خواد...
فقط پشتیبان می خواد...
اما کیه...؟
کیه اون کسی که میتونه پشتیبان مجتبی باشه؟
تو هستی؟
تو می تونی باشی؟
اطرافت رو نگاه نکن!
با خودت هستم!
از من نپرس...
خودت فکر کن...
اگه دیدی میتونی همون باشی بهم بگو.
من عاشق نمیخوام چون عشقی نیست...
من لیلی نمیخوام چون مجنونی نیست...
من شیرین نمیخوام چون فرهادی نیست...
من فقط یه پشتیبان میخوام.
بیا...
بیا و پشتیبان این مرد کوچک باش.
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/12/20ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/12/20ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
مارشال بروس مترز سوم نام کامل امینم است.مارشال یکی از دست پرورده های فوق العاده با استعداد پیشکسوت و بزرگ رپ یعنی Dr.Dre می باشد که از سال ۱۹۹۹ تاکنون نامش به عنوان یکی از جنجالی ترین خواننده های رپ تثبیت شده است.امینم درک کنایه آمیز و الفاظ برنده خود را با مهارت باور نکردنی اش ترکیب کرده و با این کار به تخلیه عقده های کودکی پر رنجش پرداخته است.
می توان گفت که موفقیتهای امینم از زمانی که اولین اثر انفرادی خود را ۷ سال پیش به سمع و نظر Dr.Dre رساند به یک پیروزی سراسری در سبک رپ بدل شد.بحث و جدلی که بر سر اشعار وی سر گرفته بهترین تبلیغی است که یک موزیسین می تواند برای آثارش ترتیب بدهد.ضمن اینکه او اولین رپ خوان سفید پوست هم به شمار می آید و این در حالی است که بسیاری از رپ خوانهای سیاه پوستی که هوش و ذکاوتی بیشتر از او نداشتند حتی حاظر نبودند که برای او جایگاهی قائل شوند.
و این موضوع در اوایل فعالیت برای او تنش های بسیاری ایجاد کرده بود تا جایی که استعدادهایش همیشه تحت شعاع شخصیت رسانه ایش قرار گرفته است.شخصیتی که مخلوطی از یک نابغه درگیر سو ء تفاهمات و یک انسان شورشی است.هر کدام از اینها در جایگاه خود می تواند درست باشد ولی اگر از نگاهی دیگر بررسی کنیم امینم یک تاثیر انکار ناشدنی و عظیم بر هواداران سبک رپ که تماماً از سیاهان تشکیل شده گذاشته است.

EMINEM در نزدیکی کانزاس سیتی در ۱۷ اکتبر ۱۹۷۲ متولد شد.او بهترین دوران کودکی خود را در حالی سپری می کرد که با خانواده اش دائماً بین زادگاهش و دیترویت در حرکت بودند و مدام تغییر مکان می دادند تا اینکه سرانجام در سنین نوجوانی شیفته رپ شد.او کار خود را از سن ۱۴ سالگی آغاز کرد و نمایشهایش را در زیر زمین خانه دوست دبیرستانیش انجام داد.
این دو نفر تحت عنوان (ام اند ام و ماینکس) شروع به فعالیت کردند که خیلی زود به امینم تغییر نام داد.
مارشال نام امینم را از حروف اول اسم کوچک و بزرگ خود یعنی مارشال و مترز گرفته بود.به خاطر مرزهای اجتناب ناپذیر نژادی که نمی توانست یک رپ خوان سفید پوست را پذیرا باشد امینم باید ساده ترین راه را برای متقاعد کردن شنوندگان هیپ هاپ زیر زمینی برمی گزید.یعنی مبارزه و به قول خودمون کل کل کردن به صورت شعرهای فلبداهه با خوانندگان رپ سیاه پوست.
بعد از مدتی مبارزات با رپ خوانهای سیاه پوست و بردن از اکثر آنها چنان جنبه عامه پسندی انتخاب کرد که مردم می خواستند نام او را برای خودشان انتخاب کنند.ولی به یکباره عمویش که Ronnie نام داشت خود کشی کرد و این کار انگیزه ای شد برای خروج موقتش از دنیای رپ.ولی مدتی بعد بازگشت و دریافت که چند رپ خوان دیگر از او برای تشکیل یک گروه دعوت کرده اند.همین موضوع باعث شد که او در سال ۱۹۹۵ اولین ریکورد تک آهنگی منتشر شود.
یک خواننده رپ به نام Proof که در طرف دوم یک تک آهنگ با او همکاری کرده بود چنان از کارش لذت برده بود که از او برای پیوستن به گروهش که D12 نام داشت دعوت کرد.گروهی شش نفره که هر کدام از اعضای آن حتی در اجراهای انفرادی هم به هم کمک می کردند.هر چند اولین آلبوم امینم به نام (Infinite)=(لایتناهی) روال یکنواخت هنری اش را شکست اما با اندک نقدهای خوبی روبرو شد.او در بسیاری از پیامهایی را که می خواست به صورت مثبت ارائه کند در قالب اسلیم شیدی (Slim Shady) یا لاغر مرموز روانه بازار کرد.یک شخصیت ساختگی مغرور اما اصلاح شده که از بیان هیچ احساسی هراس ندارد.امینم به تدریج احساسات محرمانه و درونی اش را در کارهایش وارد کرد.مثلا مادرش را در ترانه ها متهم کرد که آسیبهای روحی و روانی بسیاری به او و برادر کوچکترش وارد آورده است.
وقتی آلبوم The Real SlimShady EP وحشیانه را منتشر ساخت بازار موسیقی با کاری ر روح اما متوسط،شاد و تفکر برانگیز روبرو شد و در روند کاری و نوشتاری او از همین درونمایه شکل گرفت.
این ریکورد در جریان موسیقی زیر زمینی اثر زیادی گداشت و نه تنها شیوه صدای تو دماغی خواننده بلکه رنگ پوستش او را به جنجالی باور نکردنی تبدیل کرد.اگر چه امینم در آن مسابقه سال ۱۹۹۷ در لس آنجلس رتبه دوم را در شیوه خواندن بدست آورد آما باعث شد که استعدادهایش توسط Dr.Dre که به پدر رپ زیر زمینی معروف است شناخته شود.
امکانات اجرا و ضبط نوار بعدی او تا دو ماه بعد میسر نشد.او پی از آن کاری برای Dre فرستاده بود و دره هم مشتاقانه با او تماس گرفت و در روز ملاقات Dre به خاطر رنگ پوست امینم عقب نشینی کرد و بیش از هنر او از سفیدی پوستش غافلگیر شد.
اما ظرف فقط یک ساعت به چنان تفاهمی رسیدند که شروع به ضبط ترانه My Name Is کردند که در پاییز ۱۹۹۸ امینم با یکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد و در آن زمان با (Kid Rock) در «شیطان بدون دلیل» شرکت کرد تا سرو صدای پیرامونش را بیش از پیش بلند کند.
The Real Slim Shady LP آلبومی با فروش عالی در اوایل سال ۱۹۹۹ بود که با موفقیت تک آهنگ My Name Is همراه شد و این روند با مقبولیت ترانه Guilty Consience یا عذاب وجدان در سال بعد و در یافت جایزه Plantium برای امینم ادامه یافت.
پس از این نمایش گسترده جنجالی بزرگ بر سر محتوای این آلبوم برپا شد.برخی منتقدین نقدهای خشونت آمیز و کارتونی برای آن نوشتند.در حالی که بسیاری ستایشش کردند و آن را حرکت بر روی لبه تیغ همراه با طنزی سورئال نامیدند.
آلبوم The Marshall Matters LP در تابستان ۲۰۰۰ منتشر شد و با فروش نزدیک به ۱ میلیون کپی در هفته اول انتشار آماری عجیبی را رقم زد به طوری که سریعترین فروش رپ در آن دوران لقب گرفت.با همه جنجالها آلبوم وی در صدر جداول ایستاد ولی اشعار تحریک آمیز وی مثل «Kim» باعث شد تا زندگی مشترکش پایان بگیرد.امینم در جشن سالانه گرمی٬آلبومش نامزد چندین جایزه شد و منتقدان وی که او را با التون جان در یک اجرای دو نفره در مراسم مشاهده کردند ناچار به سکوت شدند.
در سال ۲۰۰۱ او همراه با چند تن از دوستان قدیمی دیترویتی دوباره D12 را تشکیل دادند و آلبومی را روانه بازار کردند.در اواخر سال ۲۰۰۱ نیز او ا به جلوی دوربین گذاشت و در فیلم 8mile سینما را آزمود.
فیلمی با برداشتی ضعیف از زندگی خودش به کارگردانی هوادار غیر قابل تصورش یعنی کرتیس هانسون.
آلبوم بعدی وی یعنی The Eminem Show بحث و جدل های اندکی آفرید ولی فروشی اعجاز آمیز داشت که بهترین فروش را در دوران زندگی اش داشت.مخصوصا ترانه های I'm A Soldier٬Cleaning Out My Closet٬Superman٬Sing For The Moment و Without Me مه مورد توجه بسیاری قرار گرفت.
حال چه می کند :
سپتامبر 2003:کار بر روی چهارمین آلبوم بلند.
نوامبر2004:البوم چهارم"تکرار"
اگوست2005:اعلام این مسئله که برای مدتی کوتاه به خاطر خانواده اش کار نخواهد کرد.
دسامبر2005:البوم جدید او که مجموعه ای از بهترین کارهای قبلی اوست وسه اهنگ جدید نیز در ان وجود دارد. "Curtain Call: The Hits"
سپتامبر 2006:جدید ترین آلبوم او ملقب به The Re-Up که توسط شرکت ضبط موسیقی خودش Shady Records تهیه می شود.

+ نوشته شده در جمعه
1387/10/06ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
۱.دراین دوران که نامردی مرام است مکن مردی که مردی هم حرام است
۲.افسوس ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ان زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد برای انچه ازدست دادیم اه میکشیم
۳.تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو
۳.بودیم وکسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم بدانند که بودیم
+ نوشته شده در شنبه
1387/09/30ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم

اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یادت رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یادت رفتنی نیست
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/26ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|

تقدیم به کسی که خودتون می دونید کیه



دوستان واسم دعا کنید که به عشقم برسم چون خیلی دوستش دارم
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/26ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|

مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است
بیوفا بازم بیخبر...
* امون بده *
یادت باشه اگه شبی رفتی ستاره بیاری...
قلبتو وقت اومدن تو اسمون جا نذاری...
نری یه وقت پیدا کنی تو اسمون ستاره ای...
یه وقت با چشمات نبینم یه چشمک اشاره ای...
یه وقت نبینم خودت هم مثل ستاره ها بشی...
ستاره ای رو دیدی...روز و شب از خود بی خودی...
این زمینم واسه خودش یه اسمون رنگیه...
اسمونه این پایینا پر از ستاره سنگیه...
یه وقت از این ستاره ها گول نخوری ماه شبم...
اخه برای داشتنت همیشه در تاب و تبم...
می ترسم از دستت بدم اکه بری به اسمون...
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/26ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود...
قصه ای که از سر نمی شد با یکی بود یکی نبود...
چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب...
چه جوری اخه سر رسید فرصت اون روزای خوب...
به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو...
تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی منو...
از شب پرپر زدنم چه جور تونستی بگذری...
من که غریبه نبودم چه جور دلت اومد بری...
گفتی به من تو هم برو یه قصه ی تازه بگو...
گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو...
اخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی...
چرا نخواستی بمونی به داد اشکام برسی...
با یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمیشه...
هیچ کس اخه به غیر تو حرفامو از بر نمیشه...
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/26ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/07ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/07ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/10/07ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|

لحظه ها را با تو بودن
در نگاه تو شکفتن
حس عشقو در تو دیدن
مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن
مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تورو خواستن
مثل تشنگیه آبه
اگه چشمات منو میخواست
تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات می سپردم
اگه اسممو می خوندی
دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی
همه دنیا رو می بردم
بی تو اما سر سپردن
بی تو و عشق تو بودن
توغبار جاده موندن
بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن
بی هدف نفس کشیدن
تاابد تو رو ندیدن
واسه من رنج و عذابه
اگه چشمات منو میخواست
تونگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات می سپردم
اگه اسممو می خوندی
دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی
همه دنیا رو می بردم
توی آسمون عشقم
غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشییه لب هام
جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم
هیچکسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو
هیچکسی رو دوست نداره
اگه چشمات منو میخواست
تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات می سپردم
اگه اسممو می خوندی
دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی
همه دنیا رو می بردم
توی آسمون عشقم
غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشییه لب هام
جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم
هیچکسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو
هیچکسی رو دوست نداره
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/10/03ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم
آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.

+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/09/22ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
باور نداشتم که گل آرزوی من
با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
با این همه هنوز به جان میپرستمت
بالله اگر که عشق چنین پاک اوفتد
می بینمت هنوز به دیدار واپسین
گریان در آمدی که فریدون خدا نخواست
غافل که من بجز تو خدایی نداشتم
اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست
بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست
گوید به من هر آنچه که او کرد خوب کرد
فردای ما نیامد و خورشید آرزو
تنها سپیده ای زد و آنگه . . .
غروب کرد . . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/09/22ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
* هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ...
حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بهش فرصت بده ...
عشق رو تجربه کن حتی ازش شکست بخوری ...
اینو بدون اگر کسی وارد زندگیت شد ...
... و گذاشت و رفت ...
علاوه بر اینکه یه خطری بجا میزاره ...
... میتونه یه تجربه هم بجا بزاره ...
پس سعی کن خطرهای خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری
دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
شاید کسی را که با تو خندیده فراموش کنی ...
ولی کسی را که با تو اشک ریخت فراموش نکن

+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
ZED BAZI


+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
ای کاش خدا سه چیز را نمی آفرید
(عشق،غرور،دروغ)
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
EMINEM

RAP GAMES
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|
سلام به همه بروبچ عاشق 
فقط یه تقاضا ازتون میکنم هیچوقت به کسی وابستگی زیاد عمیق نشون ندین
منم که عاشقم به عشق ورزیدن
منم که دیده بدون عشق ندیدن
منم چو دیوانگان ، عشق پرستیدن
منم چو مستان در میکده عشق بنشستن
منم که زندگی بدون عشق ننوشتن
منم که بدون عشق مردن و جان کندن
منم که جام می بردست ، نام او بر لب
منم که چو دیوانگان فریاد عشق گویان
آری منم آن دیوانه مجنون عشق
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط Moji EMP3ROR
|